المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

60

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

ابراهيم مىباشد ، اسماعيل مدت پنج سال از اسحاق بزرگتر بود . يكى از قصّه‌هاى اسماعيل عليه السّلام همان است كه خدا در قرآن مجيد بيان فرموده است . ( بعد از اسماعيل ) اسحاق از ساره متولّد شد و موقعى كه اسحاق سه‌ساله بود اسماعيل عليه السّلام نزد اسحاق آمد و اسحاق در كنار پدر خود ابراهيم بود . ابراهيم اسحاق را دور كرد و اسماعيل را بجاى او جاى داد . همين كه ساره اين عمل را ديد گفت : يا ابراهيم فرزند من اسحاق را از كنار خود دور ميكنى و پسر هاجر را بجاى او مينشانى ؟ ! نه به خدا قسم هاجر و فرزند او در يك شهر نبايد مجاور من باشند . اين درخواست براى حضرت ابراهيم عليه السّلام خيلى ناگوار آمد وقتى كه شب شد ابراهيم عليه السّلام خواب قربانى كردن اسماعيل را ديد ، وقتى كه موسم حج آمد آن حضرت اسماعيل عليه السّلام را با مادرش هاجر بسوى مكّه برده داخل مكّه شد و مشغول ساختن پايه‌هاى خانهء كعبه كه سيل آنها را سوراخ و خراب كرده بود گرديد و حضرت اسماعيل هم با آن بزرگوار بود و به پدر خود اعانت مىنمود تا اينكه پايه‌هاى كعبه بلند شدند ، بعد از آن حضرت ابراهيم عليه السّلام بسوى منا و از منا به طرف مكّه خارج شد ، وقتى كه مشغول سعى شد باسماعيل گفت : اى فرزندم من در خواب ديده‌ام كه تو را در همين سال در موسم قربانى قربانى كنم تو راجع به اين موضوع چه نظرى دارى ؟ . اسماعيل عليه السّلام گفت : اى پدر اين كار را انجام بده من هم اگر خدا بخواهد از اشخاص صابر خواهم بود ، ابراهيم در روز عيد قربان بسوى منا رفت تا به جمرهء وسطى رسيد و قصّهء قربانى كردن آن